معنی ممالک

معنی ممالک

6 بازدید
[ مَ لِ ] (ع اِ) جِ مملکة. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). کشورها: تا اغلب ممالک عالم در ضبط خویش آورد. (کلیله و دمنه). - مسالک و ممالک؛ راهها و کشورها. اصطلاحاً جغرافیا: هرکه کتاب مسالک و ممالک خوانده است و طول و عرض این دیار بشناخته بر وی پوشیده نماند... (کلیله و دمنه). رجوع به مسالک و ممالک شود. || مقامهای پادشاهی. (غیاث اللغات). پادشاهیها. || سرزمینها. ایالات. ولایات : ترکمانان در حدود ممالک بپراکندند و شهر تون غارت کردند. (تاریخ بیهقی ص ۵۲۷). همه را از نواحی ممالک خویش بیرون کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). کسری از این ممالک و صد کسری و قباد خطوی از این مسالک و صد خطهٔ ختا. خاقانی. چو شد کار ممالک برقرارش قوی تر گشت روز از روزگارش.نظامی. مدبران ممالک آن طرف در دفع مضرت ایشان مشورت کردند. (گلستان سعدی). پادشاهی که یار درویش است پاسبان ممالک خویش است. سعدی (صاحبیه). تفویض تخت و ممالک به وی کنند. (گلستان). وزراء و مستوفیان و... مباشرین موقوفات خاصه و ممالک، همگی محاسبه خود را به دفتر موقوفات رسانیده... (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۴۴). - ممالک ستان؛ ستاننده و گیرندهٔ کشورها و سرزمینها. کشورستان : زلف تو شیطان ملایک فریب روی تو سلطان ممالک ستان.خاقانی. - ممالک سوز؛ سوزندهٔ کشورها و سرزمینها. کشورسوز. جهان سوز: عدل شمعی بود جهان افروز هم شه آتشی ممالک سوز.سنائی. - ممالک شکار؛ شکارکنندهٔ کشورها و سرزمینها. کشورگیر. جهانگیر: شاه ملایک شعار، شیر ممالک شکار خسرو اقلیم بخش، رستم توران ستان. خاقانی. - ممالک محروسه؛ مجموع ایالات و ولایات ایران. کشور ایران (در عهد صفویه و قاجاریه تا اوایل مشروطه این اصطلاح رایج بود و روی تمبر پست نوشته می شد پست محروسهٔ ایران): عساکر نصرت مآثر سواد ارقام تنخواه مواجب خود را که به ممالک محروسه می فرستادند به مهر قاضی عسکر می رسانیدند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۴). - ممالک مدار؛ جهان مدار: ... یعنی حضرت عالی منزلت ممالک مدار. (حبیب السیر چ تهران ج ۳ ص ۱).

کلمات هم‌قافیه با «ممالک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید