معنی مماصعت
4 بازدید
[ مُ صَ / صِ عَ ] (از ع، اِمص) مماصعة. با هم کشش و پیکار و خصومت کردن. (از منتهی الارب). || جدال. پیکار: اصحاب شمس المعالی دل بر مقارعت و مماصعت قوم قرار دادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۶۵). از هر دو جانب در ممانعت و مماصعت و محاربت و مضاربت هر آنچه در حیز قدرت و امکان بود مبذول داشتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ شعار ص ۲۸). رجوع به مماصعة شود.
کلمات همقافیه با «مماصعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر