معنی ممازجت
8 بازدید
[ مُ زَ / زِ جَ ] (از ع، اِمص) آمیختگی و ارتباط. (غیاث اللغات). مخالطت : میان ایشان وصلتی رفت و اسباب ممازجت و مواشجت مستحکم شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۷۶). مصاحبت دشمن چون ممازجت مار افعی اعتماد را نشاید. (انوار سهیلی). || تغییر. ج، ممازجات. رجوع به ممازجات شود.
کلمات همقافیه با «ممازجت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جت» برای سرودن شعر