معنی مماحلة
6 بازدید
[ مُ حَ لَ ] (ع مص) مِحال. زور آزمودن با هم تا ظاهر شود کدام زورآورتر است. || با هم دشمنی نمودن. || با هم فریفتن و مکر کردن. || به فریب خواستن و جستن کاری را. || پایان کاری نگریستن. || خصومت کردن. دشمنی نمودن. || هلاک کردن. (منتهی الارب). رجوع به محال شود.
کلمات همقافیه با «مماحلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر