معنی مماحضت
7 بازدید
[ مُ حَ / حِ ضَ ] (از ع، اِمص) اخلاص ورزیدن. || (اِمص) دوستی. یگانگی. مقابل مماذقت : تا به برکت مخالصت و یمن مماحضت یکبارگی عقدهٔ تعسر از کار گشوده شود. (مرزبان نامه ص ۱۳۵). رجوع به مدخل بعد شود.
کلمات همقافیه با «مماحضت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضت» برای سرودن شعر