معنی مماحجة
5 بازدید
[ مُ حَ جَ ] (ع مص) درنگی نمودن در ادای وام و تأخیر کردن. (از ناظم الاطباء). مِحاج. (منتهی الارب). دیر داشتن وام را و تأخیر کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). مماطله. (از اقرب الموارد). این دست آن دست کردن در پرداخت وام.
کلمات همقافیه با «مماحجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر