معنی مماثله
7 بازدید
[ مُ ثَ / ثِ لَ / لِ ] (از ع، اِمص) همانند شدن. مماثلة. مماثلت. || (اِمص) مانندی. مانندگی. همانندی. شباهت. || (اصطلاح بدیع) در اصطلاح بدیع، آن است که اجزای جمله از کلام تماماً یا غالباً موازی اجزای جملهٔ دیگر باشد مانند:{/B فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ۱-۳۵۶:۲۸/} {/Bوَ مََاءٍ مَسْکُوبٍ . ۱-۳۵۶:۳۱/}(قرآن مجید). پرتوی از رای او پیرایهٔ خورشید و ماه نکته ای از لفظ او سرمایهٔ دریا و کان. آنکه بیرون برد تیغش چین ز رخسار سپهر وآنکه بیرون برد تیرش زخم ز ابروی کمان خوانده تیغش بر خلایق خطبهٔ فتح و ظفر داده عدلش بر ممالک مژدهٔ امن و امان ای براق دولتت را فرق فرقد پایگاه ای همای همتت را اوج برجیس آشیان. ظهیر فاریابی. رجوع به مماثلث و مماثلة شود.
کلمات همقافیه با «مماثله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر