معنی ملیص
5 بازدید
[ مَ ] (ع مص) پلیدی انداختن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).[ مَ ] (ع ص) مَلِص. (اقرب الموارد). رجوع به ملص شود.[ مَ ] (ع ص) بچه ای که مادر او را مرده، افکنده. (از اقرب الموارد): القته ملیصاً و ملیطاً؛ بچه ناتمام افکند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر