معنی ملیج
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) شیرخواره. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) شیرخوار. ج، مُلج. (ناظم الاطباء). || مرد بزرگ قدر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مَ ] (اِ) مَلجَ . یکی از انواع نارون. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نامی است که در کتول و رامیان به درخت نارون نهند. و رجوع به جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۲۱۰ شود.
کلمات همقافیه با «ملیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر