معنی ملیت
5 بازدید
[ مِ لْ لی ] (ع اِ) برگ مرخ یا غلاف بار آن. (منتهی الارب). برگ درخت مرخ. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مِ لْ لی یَ ] (از ع، مص جعلی، اِمص) قومیت. مجموعهٔ خصایص و صفات ملتی : نه شیوهٔ ملیت و نه رسم تمدن نه رابطهٔ طایفه نه قاعدهٔ حی. ملک الشعرای بهار (دیوان ج ۲ ص ۳۱۶). || به معنی تابعیت به کار رود و آن رابطه ای است سیاسی که فردی را به دولتی مرتبط می سازد بطوری که حقوق و تکالیف اصلی وی از همین رابطه ناشی می شود. (از ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی).
کلمات همقافیه با «ملیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر