معنی ملکیت
7 بازدید
[ مِ کی یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) مأخوذ از تازی، مالکیت. تصرف و تملک. (از ناظم الاطباء): از ملک بیرون است و تصدق است بر مسکینان در راه خدا و حرام است بر من آنکه برگردد همهٔ آن یا بعضی از آن به ملکیت من. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۸). باید که طریق تصرفات صاحب در هرچه موسوم بود به سمت ملکیت او الا ما حرم اللََّه مفتوح و مسلوک دارد. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۴۰). اهل حقیقت بواسطهٔ آنکه جملهٔ اشیاء را در تصرف و ملکیت مالک الملک بینند امکان حوالت مالکیت با غیر روا ندارند. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۳۷۵). || (اصطلاح حقوق) رابطه ای است حقوقی بین شخص و چیز مادی (جاندار یا بی جان و منقول یا غیرمنقول) یا توابع چیز مادی (مانند منافع خانه یا اتومبیل) که به موجب این رابطه علی الاصول حق همه گونه بهره برداری از آن چیز را دارد مگر اموری که قانون استثنا کرده باشد. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی). || حقیقت. (ناظم الاطباء).[ مَ لَ کی یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) مأخوذ از تازی، فرشتگی و مانا به فرشته. (ناظم الاطباء). فرشته بودن. خوی و صفات فرشتگان داشتن : همچنان که آن کیمیا که گوهر آدمی را از خساست بهیمیت به صفا و نفاست ملکیت رساند... هم دشوار بود و هر کسی نداند. (کیمیای سعادت). هرگه که گوهر عقل در او به جنبش آید، ذات او به لباس ملکیت مکتسی شود. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۰۰).
کلمات همقافیه با «ملکیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر