معنی ملکگشای
5 بازدید
[ مُ گُ ] (نف مرکب) گشایندهٔ ملک. کشورگشای. فتح کنندهٔ کشور. فاتح مملکت : خلف دیدهٔ سلغر ملک دولت و دین فلک آیت رحمت ملک ملک گشای.سعدی.
کلمات همقافیه با «ملکگشای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر