معنی ملکک
5 بازدید
[ مُ لَ کْ کَ ] (ع ص) درشت اندام پرگوشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ کَ ] (اِ) گیاهی که خبازی نیز گویند. (ناظم الاطباء). نوعی از بید. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ملکک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کک» برای سرودن شعر