معنی ملکفعل
5 بازدید
[ مَ لَ فِ ] (ص مرکب) فرشته کردار. آنکه اعمال و افعال وی چون فرشتگان است. نیک کردار: قوام دین پیغمبر ملک محمود دین پرور ملک فعل و ملک سیرت ملک سهم و ملک سیما. فرخی. رجوع به ملک فعال شود.
کلمات همقافیه با «ملکفعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر