معنی ملکسیما
6 بازدید
[ مَ لَ ] (ص مرکب) خوشگل. پری چهر. (از ناظم الاطباء). فرشته روی. ملک طلعت. زیباروی : قوام دین پیغمبر ملک محمود دین پرور ملک فعل و ملک سیرت ملک سهم و ملک سیما. فرخی. من در اندیشه که بت یا مه نو یا ملک است یا پری پیکر مهروی ملک سیما بود.سعدی.
کلمات همقافیه با «ملکسیما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر