معنی ملکزاد
5 بازدید
[ مَ لِ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) ملک زاده. شاهزاده. فرزند شاه : پارسا بود و سخت با رای و تدبیر بود چنانکه ملک زادان باشند. (ترجمهٔ طبری از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملک زاده شود.
کلمات همقافیه با «ملکزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر