معنی ملک‌بخش

معنی ملک‌بخش

5 بازدید
[ مُ بَ ] (نف مرکب) ملک بخشنده. که ملک بخشد. آنکه فرمانروایی مملکتی را به کسی بخشد: پیام داد به من بنده دوش باد شمال ز حضرت ملک ملک بخش اعدامال. غضائری. قتال جان فزایی و جبار دلگشای غدار ملک بخشی و قهار قهرمان. عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص ۴۵۷). تازه رویی باید آن کس را که باشد ملک بخش کامکاری باید آن کس را که باشد کامکار. امیر معزی (دیوان چ اقبال ص ۴۱۰). شهرگیر و درگشای و دین پرست و کین ستان ملک دار و ملک بخش و کامجوی و کامیاب. امیرمعزی. ملک ملک بخش رکن الدین کز یمین ملک در یسار گرفت. انوری (از سندبادنامه ص ۱۹). همتت ملک بخش و ملک ستان تا به گیتی ده و ستان باشد. انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص ۱۳۸). گفتم ای جبریل عصمت گفتم ای هدهدخبر وحی پردازی عفی اللََّه ملک بخشی مرحبا. خاقانی. بوالمظفر خدایگان ملوک ملک بخش و ظفرستان ملوک.خاقانی. بندگانش ملک گیر و چاکرانش ملک بخش دولتش را خلق عالم سال و مه در زینهار. عبید زاکانی.

کلمات هم‌قافیه با «ملک‌بخش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید