معنی ملکانیه
2 بازدید
[ مَ نی یَ ] (اِخ) قومی است از نصاری که مریم علیهاالسلام را به خدایی منسوب کنند. (آنندراج). نام گروهی از ترسایان. (ناظم الاطباء). طایفه ای از نصاری منسوبند به ملکاء که بر تمامت روم مستولی شد و ایشان گویند مسیح دو جوهر دارد یکی لاهوتی و دیگری ناسوتی و آن هردو یک جوهرند و قتل و صلب بر ناسوت و لاهوت هردو واقع شد و بعضی از ایشان گویند او قدیم است و هو اللََّه و بعضی گویند هو ابن اللََّه. (نفایس الفنون). یک فرقه از فرق نصاری. (حبیب السیر چ قدیم تهران ج ۱ ص ۵۳). و رجوع به ملکا و ملکائیه و ملکیه شود.
کلمات همقافیه با «ملکانیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر