معنی ملکالکامل
4 بازدید
[ مَ لِ کُلْ مِ ] (اِخ) (الـ ...) محمدبن محمدالعادل بن ایوب ابوالمعالی، ناصرالدین (۵۷۶ -۶۳۵ هـ . ق.). از سلاطین ایوبی است. مملکت مصر از سوی پدر به وی واگذار شد و او به حسن سیاست به ادارهٔ آنجا پرداخت و بر حوزهٔ قلمرو خود بیفزود و بر حران و رها و سروج و رقه و آمد و حصن کیفا استیلا یافت و سپس دیار شام را تصرف کرد و پسرش ملک مسعود به سال ۶۲۰ به مکه درآمد و در آنجا خطبه به نام ملک الکامل خوانده شد. وی در دمشق درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ص ۹۷۳). رجوع به وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۲ ص ۱۶۰ و ابن الاثیر ج ۱۲ ص ۲۲۱ و ۲۲۵ و النقودالعربیة ص ۶۰ شود.
کلمات همقافیه با «ملکالکامل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر