معنی ملکالعادل
5 بازدید
[ مَ لِ کُلْ دِ ] (اِخ) (الـ ...) رجوع به ابن سلار شود.[ مَ لِ کُلْ دِ ] (اِخ) (الـ ...) رجوع به ارسلانشاه بن مسعود عزالدین ... شود.[ مَ لِ کُلْ دِ ] (اِخ) (الـ ...) ابوبکر محمدبن ابی الشکر ایوب بن شادی ملقب به الملک العادل سیف الدین برادر صلاح الدین ایوبی (۵۴۰ -۶۱۵ هـ . ق.). وی پس از فوت صلاح الدین به تدریج توانست بر برادران و پسران صلاح الدین سیادت و فرمانروایی حاصل کند و در فاصلهٔ سنوات ۵۹۲ و ۵۹۶ هـ . ق. که بر مصر و غالب نقاط شام استیلا یافته بود تا زمان مرگ خود یعنی ۶۱۵ هـ . ق. که در عالقین از قرای دمشق اتفاق افتاد بر غالب ممالک ایوبی سلطه و سیادت داشت و فرزندان او نیز در همین ممالک باقی ماندند ولی متصرفات پدری را بین خود تقسیم کردند و شاخه هایی چند از ملوک ایوبی که همه از فرزندان ملک العادل بودند در مصر و دمشق و الجزیره تشکیل یافت. و رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص ۶۵ و ۶۶ و ۶۷ و وفیات الاعیان ابن خلکان چ محمد محیی الدین عبدالحمید چ مصر جزء چهارم ص ۱۶۶ -۱۷۰ و اعلام زرکلی ج ۳ ص ۸۶۷ شود.[ مَ لِ کُلْ دِ ] (اِخ) (الـ ...) محمودبن عمادالدین زنگی بن آق سنقر مکنی به ابوالقاسم (۵۱۱ -۵۶۹ هـ . ق.). از عادلترین پادشاهان زمان خود بود. در حلب زاده شد و پس از مرگ پدر به سال ۵۴۱ به امارت رسید. نخست وابسته به سلاجقه بود، سپس استقلال یافت و دمشق را به متصرفات خود افزود و بر تمام سوریهٔ شرقی و قسمتی از سوریهٔ غربی و موصل و دیاربکر و الجزیره و مصر و بخشی از مغرب و پاره ای از یمن استیلا یافت. فرمانروایی خردمند و نیک سیرت و شجاع و شائق به مطالعه و دوستدار عمران و آبادی بود. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۰۱۶ و ۱۰۱۷). رجوع به همین مأخذ شود.
کلمات همقافیه با «ملکالعادل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر