معنی ملکالحاج
6 بازدید
[ مَ لِ کُلْ حاج ج ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) سرپرست حاجیان. امیرالحاج. رئیس کاروان حجاج : جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو خانه می بینی و من خانه خدا می بینم.حافظ.
کلمات همقافیه با «ملکالحاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر