معنی ملک‌آباد

معنی ملک‌آباد

4 بازدید
[ ] (اِخ) دهی از دهستان افشاریه ساوجبلاغ است که در بخش کرج شهرستان تهران واقع است و ۱۶۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ ] (اِخ) دهی از دهستان غار است که در بخش ری شهرستان تهران واقع است و ۱۷۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مِ ] (اِخ) دهی از دهستان قمرود است که در بخش مرکزی شهرستان قم واقع است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان ساوه است و ۱۸۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مِ ] (اِخ) دهی از دهستان میان دورود است که در بخش مرکزی شهرستان ساری واقع است و ۴۸۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان مرحمت آباد است که در بخش میاندوآب شهرستان مراغه واقع است و ۱۸۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان لک است که در بخش قروهٔ شهرستان سنندج واقع است و ۱۷۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از بخش دره شهر است که در شهرستان ایلام واقع است و ۱۱۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان میربیگ است که در بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع است و ۱۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان حسنوند است که در بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد واقع است و ۱۸۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان دره صیدی است که در بخش اشترینان شهرستان بروجرد واقع است و ۲۷۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان بربرود است که در بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع است و ۳۱۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ مَ لِ ] (اِخ) قریه ای است در پنج فرسنگی بیشتر میان جنوب و مشرق جشنیان. (از فارسنامهٔ ناصری).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان کربال است که در بخش زرقان شهرستان شیراز واقع است و ۲۰۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان کام فیروز است که در بخش اردکان شهرستان شیراز واقع است و ۱۱۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از حومهٔ بخش بمپور است که در شهرستان ایرانشهر واقع است و ۱۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان رودآب است که در بخش فهرج شهرستان بم واقع است و ۲۶۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از بخش پشت آب شهرستان زابل است و ۴۸۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان گاوکان است که در بخش جبال بارز شهرستان جیرفت واقع است و ۲۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل است و ۶۷۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان ابراهیم آباد است که در بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع است و ۳۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان پیوه ژن است که در بخش فریمان شهرستان مشهد واقع است و ۵۰۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان پایین جام است که در بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع است و ۲۲۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان نهارجانات است که در بخش حومهٔ شهرستان بیرجند واقع است و ۱۰۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان سنگان است که در بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه واقع است و ۳۱۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان آیدغمش است که در بخش فلاورجان شهرستان اصفهان واقع است و ۸۳۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از بخش نجف آباد شهرستان اصفهان است و ۵۷۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان بالاولایت است که در بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه واقع است و ۱۴۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «ملک‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید