معنی ملچ
22 بازدید
[ مَ لَ ] (اِ) گونه ای از نارون که در جنگلهای متوسط از گرگان تا آستارا دیده می شود. در آستارا و طوالش، وِزِم نامند. غرغار جبلی. پشه خوار. گریز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). این درخت را در نور، کجور، کلارستاق و مازندران ملچ یا مَلَج، در کتول و رامیان مَلیج، در مینودشت شَلدار، در لاهیجان و دیلمان و رودسر لُروت و در رامسر و شهسوار لونگا خوانند. (جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۲۱۰).[ مِ لِ / مَ لَ ] (اِ صوت) در تداول عامه آواز دهن وقتی که چیزی خورند. و رجوع به ملچ مولوچ شود. - ملچ ملچ کردن؛ صدا انداختن دهان در موقع خوردن. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «ملچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لچ» برای سرودن شعر