معنی ملوخیا

معنی ملوخیا

5 بازدید
[ مُ ] (اِ) به لغت گیلان نوعی از گل خبازی باشد و آن را به شیرازی خطمی می گویند و به ملوکیه مشهور است. (برهان) (آنندراج). ملوکیا نیز گویند نوعی از خبازی است. (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ج ۱ ص ۳۳۲). نوعی از خبازی. (ناظم الاطباء). نوعی از خطمی کوچک. (الفاظ الادویه). خبازی بستانی است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). قسمی پنیرک. ملوخیه. ملوکیه. بقلةالیهودیه. خبازی بستانی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ملوخیا و ملوکیا و غیره اشکال سریانی نامهای یونانی ملوخه و ملوخیون و غیره است به معنی خبازی . در اینجا ملوخیه «کرت» یا مُوْدِ ژویف (لاتینی، کورکوروس اولیتوریوس) منظور است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). و آن را ملوکیه خوانند و آن نوعی از خبازی است و آن بستانی بود و به شیرازی خطمی کوچک گویند و درخت وی مانند درخت خطمی بود، اما گل وی سرخ و کوچک بود و نیکوترین ملوخیا آن بود که سبز و بزرگ بود و قضبان وی به سرخ مایل بود. (اختیارات بدیعی). و رجوع به خبازی و مدخل بعد شود.

کلمات هم‌قافیه با «ملوخیا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید