معنی ملهمی
7 بازدید
[ مُ هَ ] (اِخ) از شاعران خطهٔ کوکن هندوستان بوده است. صاحب تذکرهٔ صبح گلشن آرد: «برهمنی بود... در عالم رؤیا از حضرت ختمی (ص) به قبول دین اسلام ملهم گردید و بعد تدین به دین حق، التفاتی به حطام دنیویه ناکرده آزادانه سر و پا برهنه سری به سیر مطموره و معموره می کشید.» از اوست: در هجر تو کار دل به سختی بگذشت امید به صد گشاده رختی بگذشت عمرم همه چون مردم چشم از غم تو در دایرهٔ سیاه بختی بگذشت. رجوع به تذکرهٔ صبح گلشن ص ۴۴۹ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «ملهمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر