معنی ملهب
9 بازدید
[ مِ هَ ] (ع ص) به نهایت خوب صورت. (منتهی الارب). کسی که در نهایت خوب صورتی و نیکویی باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرد بسیارموی. (از اقرب الموارد).[ مُ لَ هْ هَ ] (ع ص) جامهٔ کم رنگ. (منتهی الارب). جامهٔ نیم رنگ. (ناظم الاطباء). جامه ای که سرخ آن اشباع نشده باشد و رنگ پریده به نظر رسد. (از اقرب الموارد). || جامهٔ سخت سرخ کرده. (مهذب الاسماء).[ مُ هِ ] (ع ص) اسب تیزرو غبارانگیز. (از اقرب الموارد). || افروزنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (منتهی الارب). و رجوع به الهاب شود.
کلمات همقافیه با «ملهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر