معنی ملنگ

معنی ملنگ

34 بازدید
[ مَ لَ ] (ص) مردم مجردسر و پابرهنه. (برهان). به معنی سر و پا برهنه. (آنندراج). مردم سر و پا برهنه و مجرد. (فرهنگ رشیدی): صفات نور تو روی رخان بسته نقاب صفات ظلمت تو زنگیان عور ملنگ. شاه داعی شیرازی (از آنندراج). - مست و ملنگ؛ مست طافح. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سرخوش. بانشاط. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). || بیهوش و مست الهی را گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). مست سرخوش. (انجمن آرا) (آنندراج). در فرهنگ رشیدی گوید: مردم سر و پا برهنه و مجرد و بیت کاتبی را شاهد آورده و غلط است، ملنگ همان طافح صفت مست است و بس. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مثال کاتبی از سنگلاخ وادی فقر ملنگ وار به پایان بر این طریق و ملنگ میار عذر که ره دور و مرکبم لنگ است که عذر لنگ نیاید ز رهروان ملنگ. کاتبی (از آنندراج).
[ مَ لَ ] (اِخ) شهری است واقع در جزیرهٔ جاوه از کشور اندونزی که ۳۴۱۰۰۰ تن سکنه دارد. (از لاروس).
[ مَ لَ ] (اِخ) دهی از بخش میان کنگی است که در شهرستان زابل واقع است و ۱۹۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «ملنگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید