معنی ملمع‌کار

معنی ملمع‌کار

6 بازدید
[ مُ لَ مْ مَ ] (ص مرکب) شخصی است که تنگهٔ نقره و طلا را بر روی مس و آهن می چسباند. (برهان). مُذَهِّب. طلاکار. آنکه زراندود می کند. ملمع ساز. ملمع گر. (از ناظم الاطباء). || کنایه از مردم منافق و زراق و مکار و غدار هم هست. (برهان). کنایه از مکار و منافق. (آنندراج). ریاکار و منافق و خائن. (از ناظم الاطباء): وین جاهلان، ملمع کارند و منتحل زآن، گاه امتحان بجز از ممتحن نیند. خاقانی. از دام دورنگی این گرگ نهاد یوسف خوار و راکع پشت منافق و خشن پوش ملمع کار که به شب هزار میخی در گردن افکند و بامداد گریبان مجروح کند هیچ وجد و حالت نی. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۹۴). - ملمع کار شیطانی؛ کنایه از مردمی باشد که باطل را در لباس حق جلوه دهند. (برهان) (آنندراج). باطل. در لباس حق جلوه دهنده. (انجمن آرا).

کلمات هم‌قافیه با «ملمع‌کار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید