معنی ملمعنقاب
6 بازدید
[ مُ لَ مْ مَ نِ ] (ص مرکب) آنکه روبند ملمع دارد. که نقابی رنگارنگ و دلفریب دارد: زد نفس سر بمهر صبح ملمع نقاب خیمهٔ روحانیان گشت معنبر طناب.خاقانی. هر سحری طبع ملمع نقاب تیغ جهانگیر تو بیند به خواب. خواجوی کرمانی (روضةالانوار چ کوهی کرمانی ص ۱۰). رجوع به ملمع شود.
کلمات همقافیه با «ملمعنقاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر