معنی ملماز
7 بازدید
[ مَ ] (اِ) گونهٔ رنگرزان بود که جامه بدان رنگ کنند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۸۸). گونهٔ رنگرزان بود که جامه بدان زرد کنند. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). رنگی و گونه ای باشد که رنگرزان جامه بدان رنگ کنند و آن را مَلمیز نیز گویند. (برهان) (آنندراج): دلبرا زوکی مجال حاسد غماز تو رنگ من با تو نبندد بیش از این ملماز تو. رودکی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۸۸).
کلمات همقافیه با «ملماز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر