معنی ملقن
13 بازدید
[ مُ لَ قْ قِ ] (ع ص) تلقین کننده. (غیاث) (آنندراج). تلقین دهنده. تلقین کننده. سخن به زبان نهنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): گاه سخا آفتابت است معلم گاه سخن جبرئیلت است ملقن. عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص ۴۶۵). به زیر خاک ملقن تو باش وقت سؤال که تا صواب رود پاسخ نکیر مرا.سوزنی. || یاددهنده. آموزنده : ابوالفتح محمدبن المطهر... که در مدارج «الناس ثلثة» بر پایهٔ اول ملقن علم ربانی و حاوی عز دو جهانی باد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۲۱۴ و ۲۱۵). زندگانی مجلس سامی صدر عالم... معجزالاقران، ملقن الفضلا... در اظهار مناقب و ادخار مناصب... ابدالدهر باد. (منشآت خاقانی ایضاً ص ۱۴۱). زندگانی حضرت عظمی، خداوند جهان.... سلطان النصاری... ملقن الاساقفه... ابدمدت باد. (منشآت خاقانی ایضاً ص ۷۴). دیو و مردم را ملقن آن خداست غالب آید بر شهان زان گر گداست.مولوی.[ مُ لَ قْ قَ ] (ع ص) تلقین کرده شده. (غیاث) (آنندراج). تلقین شده. سخن به زبان نهاده. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ملقن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قن» برای سرودن شعر