معنی ملقب
5 بازدید
[ مُ لَ قْ قَ ] (ع ص) لقب نهاده شده. (آنندراج). دارای لقب و دارای پاژنامه. (ناظم الاطباء). لقب دار. بالقب. آنکه لقب دارد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): شکر خادم برنشست و برادر هارون اسماعیل ملقب به خندان در پیش کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۷۰۰).[ مُ لَ قْ قِ ] (ع ص) لقب دهنده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر