معنی ملطوم
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) طپانچه زده. (منتهی الارب). تپانچه زده و سیلی خورده. (ناظم الاطباء): از آن هر دیده گریان و هر اشک ناروان روان گردد و هر رخساره خراشیده و هر گریبان چاک و هر سینه ملطوم. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۴۴). || اسب سپیدرخسار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملطوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر