معنی ملدوغ
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) مارگزیده و نیش خوردهٔ عقرب. (منتهی الارب) (آنندراج). مارگزیده و کژدم گزیده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). که گزیده شده باشد. لدیغ. ملسوع. سلیم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): اصبع ملدوغ بر در دفع شر در تعدی و هلاک تن نگر. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۴۱۵).
کلمات همقافیه با «ملدوغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر