معنی ملخی
12 بازدید
[ مِ خا ] (ع اِ) دارودان که بدان دارو در بینی ریزند یا نوعی از پوست ستور دریایی که بدان دارو در بینی ریزند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مِ ] (اِخ) نام کتابی از تورات. (ابن الندیم از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ملاکی. (یادداشت ایضاً). و رجوع به ملاکی و ملخیم شود.
کلمات همقافیه با «ملخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر