معنی ملخکردار
5 بازدید
[ مَ لَ کِ ] (ص مرکب، ق مرکب) همچون ملخ. مانند ملخ : ملخ کردار خون آلودم از باران اشک آری ملخ سر بر سر زانوست خون آلود بارانی. خاقانی.
کلمات همقافیه با «ملخکردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر