معنی ملتقی
5 بازدید
[ مُ تَ قا ] (ع اِ) جای به هم رسیدن دو چیز و جای وصل. (غیاث) (آنندراج). جای به هم رسیدن. (ناظم الاطباء). نقطهٔ اتصال. خط اتصال. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملتقا شود. || جایی که دو نهر به هم داخل می گردند. (ناظم الاطباء). || جایی که دو دریا به هم می رسند مانند بوغاز اسلامبول که در آنجا دریای سپید و دریای سیاه به هم می رسند. (ناظم الاطباء). مجمع البحرین . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مُ تَ ] (ع ص) دیدارکننده و همدیگر را دیدارکننده. (آنندراج). آنکه دیدار می کند دیگری را. (ناظم الاطباء). و رجوع به التقاء شود.
کلمات همقافیه با «ملتقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر