معنی ملتقا
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ع اِ) جای دیدار کردن. (آنندراج). مأخوذ از تازی، جای به هم رسیدن و محل ملاقات. (ناظم الاطباء). مُلتَقی ََ: نه فانی نه باقی گیاه است ازآنک بقا و فنا را در او ملتقاست.ناصرخسرو. || (اِ مص) در شاهد زیر مصدر میمی است به معنی دیدار و ملاقات و به هم رسیدن : این همه تابش ز روی و رای ازو نشگفت ازآنک بدر گردد مه چو با خورشید سازد ملتقا. سنائی (دیوان چ مصفا ص ۲۱). و رجوع به ملتقی شود.
کلمات همقافیه با «ملتقا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قا» برای سرودن شعر