معنی ملتطم
7 بازدید
[ مُ تَ طِ ] (ع ص) موج بر هم زننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). موج متلاطم. (ناظم الاطباء). مواج. متلاطم. پرتلاطم. پرموج. خروشان : با لشکری چون شب مدلهم و دریای ملتطم از کثرت فزون از ریگ بیابان... (جهانگشای جوینی). و رجوع به التطام شود.
کلمات همقافیه با «ملتطم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طم» برای سرودن شعر