معنی ملتذ
6 بازدید
[ مُ تَ ذذ ] (ع ص) خوش مزه یابنده. (آنندراج) (از منتهی الارب). لذت برنده. لذت برده. مزه برده. مزه یاب. لذت دیده. لذت یافته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - ملتذ شدن؛ لذت یافتن و تمتع گرفتن. (ناظم الاطباء). خوش شدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مأخوذ از تازی، لذیذ و بالذت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملتذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تذ» برای سرودن شعر