معنی ملتخ
7 بازدید
[ مُ تَ خ خ ] (ع ص) شوریده عقل. ملطخ. (مهذب الاسماء): سکران ملتخ؛ نیک مست و درهم شده عقل بیهوش. و عامه مُلطَخّ گویند و آن نادرست است. (از منتهی الارب). نیک مست و درهم شده عقل و بیهوش. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درهم پیچیده. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ملتخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تخ» برای سرودن شعر