معنی ملتجا
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ع اِ) جای پناه و پناه گرفتن. (غیاث) (آنندراج). ملتجأ. پناهگاه : مر ابرار را حضرتش مستقر مر احرار را درگهش ملتجا.امیرمعزی. خدمت تو مخلصانه کرد برهانی به دل یافت از اقبال تو هم ملتجا هم مرتجا. امیرمعزی. شاه گفت... چون بعد از گزاردن عقبات عقوبت به متکای استراحت و ملتجای این ساحت پیوستی... (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۹۸). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «ملتجا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جا» برای سرودن شعر