معنی ملتبس
5 بازدید
[ مُ تَ بَ / بِ ] (ع ص) پوشیده شده و اشتباه کرده شده. (غیاث) (آنندراج). درهم و پوشیده و مشکل و مشکوک و مشوش. (ناظم الاطباء). مشتبه. مختلط. درآمیخته. مبهم. پوشیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چه شاید که بسبب بقیهٔ غشاوت و غباوت صورت حقیقت حال شخص بر وی ملتبس و مشتبه گردد. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۵۱). و کبر و عزت بر دیدهٔ قاصرنظران ملتبس نماید و لکن میان ایشان فرقی تمام است. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۳۵۳).
کلمات همقافیه با «ملتبس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بس» برای سرودن شعر