معنی ملبب
6 بازدید
[ مُ لَ بْ بَ ] (ع ص) دابة ملبب؛ ستور پیش بند پالان بربسته. مُلَبّ بالادغام مثله. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ لَ بْ بَ ] (ص) به معنی لبالب و این لفظ از روی حقیقت غلط است مگر جانبی به صحت دارد لهذا جایز باشد چرا که ظریفان به وقت ظرافت الفاظ فارسی را به وضع الفاظ عربی می تراشند چنانکه مرغن به معنی بسیار روغن دار و مششدر به معنی متحیر و بی خبر و مزلف به معنی معشوق صاحب زلف. (غیاث) (آنندراج). مأخوذ از اختلاط پارسی با تازی، پر و لبالب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملبب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بب» برای سرودن شعر