معنی ملامح
10 بازدید
[ مَ مِ ] (ع اِ) مَشابِه. (از اقرب الموارد) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). همانندها. مانندها. رجوع به مشابه شود. || جِ لمحة، به معنی خوبی و حسن روی که آشکار گردد. (آنندراج) (از منتهی الارب). آنچه آشکار گردد از خوبیهای چهره و زشتیهای آن. و این کلمه جمع لمحة است از غیر لفظ خودش و گویند: «فی فلان لمحة من ابیه و ملامح من ابیه»؛ ای مَشابِه. (از اقرب الموارد). چگونگیها در روی، که از حالی از حالات درونی حکایت کند چون آرامش و اندوه و شادی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - ملامح آدمی؛ محاسن و مساوی او. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ملامح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مح» برای سرودن شعر