معنی ملامتی
5 بازدید
[ مَ مَ ] (ص نسبی) مأخوذ از تازی ، منسوب به ملامت و سزاوار نکوهش و مستحق ملامت. (ناظم الاطباء). || پیرو فرقهٔ ملامتیه. ملامی : ترس قدریان و رجای مرجیان صفت ملامتی بود و اندر تحت این رمزی است. (کشف المحجوب هجویری چ لنینگراد ص ۷۴). مرائی راهی رود که خلق ورا قبول کند و ملامتی به تکلف راهی رود که خلق ورا رد کند. (کشف المحجوب هجویری ایضاً ص ۷۵). پس ملامتی را باید که نخست خصومت دنیائی و عقبائی از خلق منقطع کند. (کشف المحجوب هجویری ایضاً ص ۷۵). از پس کنیت سگی چیست به شهر نام ما دردکش ملامتی، سیم کش قلندری. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۴۲۸). و رجوع به ملامتیان شود.
کلمات همقافیه با «ملامتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر