معنی ملامتکنان
5 بازدید
[ مَ مَ کُ ] (ق مرکب) در حال ملامت کردن. سرزنش کنان : فتادند در وی ملامت کنان که دیگر به دستت نیاید چنان. سعدی (بوستان). گر از خاک مردان سبویی کنند به سنگش ملامت کنان بشکنند. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «ملامتکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر