معنی ملامتدیده
8 بازدید
[ مَ مَ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب) ملامت کشیده. ملامت زده. سرزنش دیده. نکوهیده شده. آنکه مورد عتاب و سرزنش واقع شده : بدان مشکو که فرمودی رسیدم در او مشتی ملامت دیده دیدم.نظامی. و رجوع به ترکیب ملامت دیدن ذیل ملامت شود.
کلمات همقافیه با «ملامتدیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر