معنی ملاقاة
5 بازدید
[ مُ ] (ع مص) (از «ل ق ی») کسی را دیدن. (تاج المصادربیهقی) (دهار). دیدار کردن با کسی و نیز رسیدن آن را. لقاء. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). روبرو شدن و برخورد کردن با کسی. (از اقرب الموارد). و رجوع به ملاقات شود.
کلمات همقافیه با «ملاقاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر