معنی ملاعین

معنی ملاعین

4 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ ملعون. (غیاث) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جِ ملعون. رانده و دور کرده از نیکی و رحمت. (آنندراج): ملاعین حصار غور برجوشیدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۱۱). آن ملاعین گرم درآمدند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۱۱۲). چون شب تاریک شد آن ملاعین بگریختند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۱۱۳). بسیار از آن ملاعین کشته شدند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۱۱۳). بر حب آل احمد شاید گر لعنت همی کنند ملاعینم.ناصرخسرو. فلک نخواند به آواز لشکر منصور بر آن ملاعین جز کل من علیها فان. عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص ۳۵۸). لاچین که چو او لعب نماید به ملاعب گوید اجل اندر دل اعدای ملاعین. عثمان مختاری (ایضاً ص ۴۳۶). مقتدای شیاطین و پیشوای جنود ملاعین بود. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۷۹). در حرکت آمد و روی به جانب آن ملاعین آورد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۴۹). او را از دست ملاعین بستدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۵۱). ابلیس را که به قول اصح از آن ملاعین بود و عزازیل نام داشت با فوجی از صبیان اسیر ساختند. (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۱۴). و رجوع به ملعون شود.

کلمات هم‌قافیه با «ملاعین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید